
![]() |
![]() |
![]() |

دوستی حلال ؟!!!

الانه می بینیم که خیلی از دخترا و پسرا با هم دوستند اونا با هم ارتباط برقرار می کنن و حرف می زنن و با هم ملاقات می کنن و گرم می گیرن و ...
خلاصه معلومه که دوست دارن ارتباط داشته باشن ، اما چرا نباید بشه با هم دوستی حلال داشته باشن (البته اونائیشون که حلال و حروم براشون فرق داره) ، تا با هم با خیال راحت حرف بزنن و دغدغه حرومیش رو هم نداشته باشن .
من فکر می کنم می شه دوستیا رو حلال کرد که وجدانشون هم ناراحت نباشه ، می شه هر دختر و پسری که می بیننن نمی تونن تا وقت ازدواج صبر کنن بین خودشون رابطه حلال شرعی برقرار کنن تا حرف زدنها و بگو بخندهاشون گناه نداشته باشه
منظورم از رابطه شرعی یه چیزیه به اسم صیغه محرمیت ( ازدواج موقت ) ، که شایدم در باره اش شنیده باشین، برای بعضی دخترا و پسرا تو دوران نامزدی می خونن که بتونن راحت تر و بدون احساس گناه با هم حرف بزنن و بتونن بیشتر همدیگه رو بشناسن
البته فرق اونجا با اینجا اینه که اونجا پدر دختر اجازه می ده ، اما اینجا پدر خبر نداره و اگر هم داشته باشه اصلا اجازه نمی ده
ولی اینم مشکلی نیست که قابل حل نباشه ، بنا به فتوای بعضی از علماء مثل آیة الله بهجت – و همچنین بعضیای دیگه – اگه دختر بدون اجازه پدرش ازدواج کنه یا عقد صیغه محرمیت رو که گفتم انجام بده باطل نیست
خلاصه به نظر من این راه بدی نیست ، لا اقل از وضع فعلی بهتره که اونا مجبورن رابطه گناه آلود داشته باشن .
شما چی فکر می کنید ؟
دوستی معقولانه دختر و پسر ؟!!!!
دیدم که تو بعض سایتها می گن دخترا و پسرا دوست بشن ولی مواظب باشن که جاذبه های ظاهری کار اونا رو به جای باریک نکشه
خلاصه می گن که به چشم انسان به هم نگاه کنید نه جنس مخالف
من نمی دونم کی تا بحال به خودش اجازه داده که لب دره راه بره و دیگران رو توصیه کنه که لب دره راه برن مگه یا دلش بخواد خودکشی کنه یا عاقل نباشه
مگه ممکنه که انسان گرسنه کنار غذا باشه و دائما اونو بو کنه و بالاخره دست از پا خطا نکنه ؟
مگه ممکنه به آتش و پنبه بگن شما اجازه دارید به هم نزدیک بشید اما با هم کاری نداشته باشید
از قدیم گفته اند و خوب هم گفته اند که دختر و پسر آتش و پنبه اند و اگه به هم نزدیک بشن خطر آتش سوزی هست
این چه حرفی است که می زنند که روابط دختر و پسر بصورت معقولانه باید باشه روابط معقولانه کدومه
دو طرف به وجودشون آتش خواهش و تمنای ارتباط عاشقانه با جنس مخالف حاکمه مگه می شه که وقتی احساسات غلبه کرد عقل کار کنه
وقتی احساسات اومد عقل به مرخصی میره و از کار می افته بنابر این می بینید که انسان کاری رو که می دونه نادرسته انجام می ده چون دلش می خواد
اینجا هم همینطوره کار به جایی می رسه که هر دو می دونن که ادامه اون نادرسته اما دست برنمی دارن
ای اونایی که دم از ترویج روابط معقول دختر و پسر می زنید آیا فکر کردید اگه به طناب شما عده ای توی چاه بد بختی دنیا و آخرت بیفتند چه جوابی خواهید داشت
اونا با نسخه شما با هدف برخورد معقولانه رابطه رو شروع می کنن اما خواه نا خواه با برخورد شهوانی ادامه می دن و ...
اما اینکه راه چیه می گم : تنها راه ، ارتباط حلاله با ازدواچ دائم و اگه نشد ازدواج موقت
بعضیا می گن که دختر پسرا به جای برخورد احساسی با جنس مخالف عقلشونو به کار بندازند چون به قول ایشون زندگی اینقدرها هم الکی نیست!
هی میگید اول عقل بعد احساس که چی بشه ؟ 
آخه آدم عاقل ، اگه احساس نباشه و فقط عقل باشه آدم تن به سختیای زندگی مشترک می ده؟
دلاتونو به چه حرفایی خوش کردین ، دل آدم به حالتون می سوزه ، فکر می کنین اگه آدم ژست عاقلا رو بگیره و بگه که من از مسائل احساسی دورم ، کارش درست می شه ؟
مگه می شه آدم گرسنه باشه و بگه من احساس نیاز به غذا ندارم
کیف دنیا رو کردند اونا که از این لذتها بهره بردند اما شما با خیالات خودتون دست به گریبانید
تقصیر ندارید تو کله تون کرده اند که آدم باید پخته بشه و مگه شوخیه و از این حرفای مفت
واقعا اونا که قدیما تا چشم باز می کردند و می فهمیدند چی به چیه زن گرفته بودند یا شوهر کرده بودند چه عیبی تو کارشون بود
بخدا خیلی از جوونای الان ما هم خوشبخت تر بودند
چه بخوای چه نخوای این شتریه که در خونت خوابیده ، نمی تونی غریزه ات رو انکار کنی ، نمی تونی کشش وجودتو نسبت به جنس مخالفت انکار کنی
اینا واقعیته و عقل بردار هم نیست وقتی دل خواست کاریش نمیشه کرد
به نظر من دخترا و پسرا خواهی نخواهی به هم فکر می کنن اگه نکنن سالم نیستند
باید هم باهم رابطه داشته باشن از وجود همدیگه لذت مصاحبت رو ببرن
کی گفته دین با رابطه دختر و پسر مخالفه ، دین با رابطه هرکی هرکی مخالفه نه با ارتباط قانونمند ...
احتیاط شرط عقله 
بعضیا می گن که برخورد با جنس مخالف نباید خشک باشه و اگه کسی سفت برخورد کنه می گن برخورد خشک متحجرانه داره
می گن چرا نباید با جنس مخالف در حد شرعی رابطه داشته باشیم
من می گم اینا خواب و خیاله که تصور کنیم که در برخورد و معاشرت با جنس مخالف شائبه خطر وجود نداشته باشه
اگه فرزندی داشته باشید و متوجه بشید که دوستش سرما خورده آیا به بچه تون می گید که با اون معاشرت و نشست و برخاست کن ولی مواظب باش یا بهش می گید حتی الامکان به اون نزدیک نشو و اگه ضرورت داشت باهاش ارتباط برقرار کن مبادا مریض بشی
معلومه که چون بچه تون رو دوست دارید بهش می گید که احتیاط کن تا مریض نشی ، بهش نمی گید مانع نداره هر کاری خواستی بکن و خودت رو تو معرض مریضی قرار بده
مسئله رابطه دختر و پسر هم همینه ، وادی خطره جائیه که اگه واردش شدند نمی تونن دیگه در بیان لا اقل احتمال خطرش زیاده
البته معلومه منظور از خطر ، افتادن در رابطه های حرومه و گرنه اگه آدم کاری با دین نداشته بالاتر از اینا رو هم خطر نمی بینه
خلاصه اگه توی محل خطر احتیاط شرط عقله اینجا هم جای همون احتیاط عقلیه که گفتم و نباید به جوونا گفت که بی گدار به آب بزنن و به بهانه ارتباط سالم و بدون شبهه شرعی وارد مهلکه ارتباطات حروم بشن
چاره کار همونیه که گفتم باید ارتباطات رو حلال کرد
چت حلال 
دختر پسرا دوست دارن که همزبون داشته باشن ، دوست دارن محبت کنن محبت ببینن
در یک کلام دوست دارن رفیقی از جنس مخالف داشته باشن ؛ اینم که گناه نیست ؛ خدا دادیه ، همه افراد که به بلوغ می رسن این احساس رو پیدا می کنن
پس باید یه راهی برای رفع این نیاز وجود داشته باشه .
غربیا اومدن راه رو برای هرگونه ارتباط دختر و پسر باز گذاشتند که بتونن هرطور که می خوان باهم رابطه داشته باشن و اگرم خواستند تا ... پیش برن برای همین هم توی کشورهای غربی ازدواج تا سنین بالا به تاخیر میفته .
بلکه اونا اصلا نیاز به ازدواج ندارن ، چون وقتی که کسی می تونه هر روز یک لیوان شیر بخره عقل حکم می کنه که نره یه گاو بخره تا مجبور باشه زحمت نگهداریش رو هم تحمل کنه
دین ما می گه رابطه خارج از چارچوب حلال نادرسته ، اما اگه اینو می گه ، اینو هم می گه که هرکی نیاز به ازدواج داشته باشه براش واجبه از راه حلال نیازش رو رفع کنه هرچند که در سن نوجوانی باشه
اما ما چی می گیم ما از یک طرف می گیم جوونا مون باید خودشون رو نگهدارن و سراغ حروم نرن اما از طرف دیگه برای رفع نیاز اونا کاری نمی کنیم ، به همین خاطر اونا سراغ راههای حروم می رن .
من می گم حالا که ازدواج براشون ممکن نیست ، می شه از راه ازدواج موقت صیغه محرمیت با هم رابطه پیدا کنن و خودشون رو آروم کنن .
چون بهتون بگم هرکاری که تحریک شهوت توش باشه حرومه حتی چت کردن ، اما من مثل دیگران با روی در هم کشیده بهتون نمی گم : حرومه ، ولش کنید
بلکه می گم رابطه برای شما لازمه ، جواب به احساسات خدا دادی شما است .
اما با تمام قدرت می گم : حلالش کنید
شما که توی چت میایید می تونید کاری کنید که کیفتون رو بکنید گناه هم نکرده باشید
چطور ؟
به این صورت که با طرفتون با هم توافق کنید که با هم رابطه صیغه محرمیت – مثلا یک ساعته – برقرار کنید تا با حرف زدنتون در تمام مدت پاتون گناه نوشته نشه ، اونوقت هرچی می خواید با خیال راحت بگید . حتی می تونید همدیگر رو از راه نت ببینید
امتحان کنید می بینید که دیگه عذاب وجدان نخواهید داشت ، بعدش احساس گناه نخواهید کرد
صیغه اش هم که کاری نداره اگه به عربی نمی تونید بخونید فارسی هم درسته
خدا رو چه دیدی شاید از این راه بتونید همسر خوبی برای آینده خودتون پیدا کنید
اما اگه از راه غلط برید ممکنه که کل دینتون رو از دست بدید ، چون یه وقت ممکنه با خودتون بگید من که تا خرخره توی گرداب گناه فرو رفته ام حالا چه فرق می کنه که بقیه دستورای دین رو انجام بدم یا نه
در صورتی که بر عکس می گم هرچی گناه کردید اگه توبه کنید خدا می بخشه از حالا به بعد سعی کنید از راه حلال برید
واقعا بگم : اگه از راه حلال دوست بشید انوقته که بقدری حالتون جا میاد که به من می گید ایول کاش زودتر این حرفا رو به ما زده بودی ؛ چون می دونید کار حروم مثل میوه ای می مونه که آخرش تلخه ، مثل میوه ای می مونه که بعد خوردنش دل آدم درد می گیره
خلاصه از ما گفتن ، دیگه خود دانید
افسردگی نوجوانان و جوانان 
یک روانشناس گفت : بسیاری از نوجوانان و جوانان به دلیل عدم دستیابی به خواسته های خود در زندگی دچار مشکلات روحی و روانی می شوند و ایجاد چنین حالتی در بین قشر جوان با روحیات حساس امری طبیعی است .
خانم محبوب، مشاور متخصصی که با "سازمان بهزیستی ایران" نیز همکاری دارد، فشارها و تنشهای ناشی از محرومیت جنسی را یکی از عوامل اصلی افسردگی جوانان می داند: "جوانان به اقتضای سن و غرایز طبیعی خود از محرومیت جنسی رنج می برند که خود باعث اندوه و افسردگی می شود."
آدم به دلخوشی خوشه و اگه به نیازهاش جواب داده نشه ، دلخوشی اون مبدل به ناخوشی می شه
نوجوون و جوون چه دلخوشی داره وقتی که احساس نیاز شدید به برقراری رابطه با جنس مخالف داره اما کسی نه برای او کاری می کنه و نه حتی این احساساتش رو به رسمیت می شناسه
اگرم بخواد از بازار آزاد استفاده کنه مردم و قانون به او چپ چپ نگاه می کنن
خب معلومه که اگر هم از راه آزاد هم بره ، یه جورایی زهرمارش می شه
در نتیجه سر خورده می شه افسرده می شه ناراحتی تمام وجودشو می گیره، دل و دماغ هیچ کاری رو نداره ، با همه بد رفتاری می کنه ، از دست پدر و مادر که اونو درک نمی کنن ناراضیه ، بعضی وقتها هم به فکر خود کشی می افته که از این دنیای ناراحت کننده خودشو خلاص کنه
اما چرا ؟ واقعا چرا نوجوان و جوانی که باید سراپا شادی و سرور باشه ، با بی توجهی جامعه نسبت به خواست طبیعی و به حق او ، به این فلاکت روحی دچار بشه که حتی بعضا سراغ خودکشی بره
شما تصور کنید (فرض محال که محال نیست ) اگه همین نوجوون و جوون در همین سن به یه نحوی مشکل جنسیش با کمک خونواده اش حل شده بود آیا بازم از افسردگی خبری بود
اصلا آیا اینقدر که افسردگی تو مجردا هست تو متاهلا هم هست ؟
به نظر من راه رفع افسردگی اونا چیزای دیگه نیست ، بلکه تنها را ه ، حل مشکلات جنسی عاطفی اونا است ، وگرنه از رفع افسردگی خبری نخواهد بود .
شما چی فکر می کنید ؟
وبلاگهای عاشقانه !!!
آدم وقتی می افته به وبلاگ گردی و سرک به این و اون وبلاگ می کشه یکی از چیزایی که خیلی می بینه اینه که اشعار و مطالب عاشقانه اگه حرف اول رو نزنه لا اقل خیلی زیاده
اونی که به ذهن آدم می رسه اینه که این طور نوشتن حکایت از یه احساس نیاز درونی می کنه
چون اونی که گرسنه است همیشه وصف نون و غذا رو می کنه و از باب و صف العیش نصف العیش حرف از غذاهای گوناگون می زنه
اونی که عشق ماشین داره همش تو فکر ماشینهای مختلف با مدلهای گوناگون و خصوصیتها و ویژگیهاش غور می کنه و خوش داره در باره ش حرف بزنه
خلاصه هرکی دوست داره از چیزی بگه که ذائقه اش رو شیرین می کنه
اینا هم که من می بینم فکر می کنم عشق و محبت خوراک مورد نیازشونه که بهش نرسیدند ، و حالا میان از یه چیز دست نیافته که آرزوشو دارن ، با آه و سوز دل (که گاهی دل آدم براشون کباب می شه) می گن ، بعضی با نثر بعضی با نظم بعضی با نثر مسجع و ...
اما همه شون با زبون بی زبونی یه چیز رو فریاد می کنن :
"روح ما به ویتامین عشق نیازمنده و کمبود اونو با تمام وجود احساس می کنیم و چون جای دیگه گوش شنوایی نیست ، اینجا اومدیم که اونو با وبلاگ نویسی بیان کنیم "
شاید از خودشون بپرسی انکار کنن اما بقول نمی دونم کی : رخ زردم خبر دهد از سر درون
حرف من اینه که باید برای سوز دلهای اونا مرهمی تهیه کرد که کبوترای عاشق بتونن با خیال راحت در گوش هم بغبغو کنن
اما صد تاسف که فرهنگ نادرست جامعه اصلا نیاز اونا رو به عشق ورزی قبول نداره و حتی اونا رو بچه ای می دونه که دهنش بوی شیر می ده
وبلاگهای سکسی 
آدم توی گوگل می ره بعض کلمات رو سرچ می کنه و لیست وبلاگها جلوش ردیف می شه
وقتی چیزی رو سرچ کنی که به یه نحوی مربوط به مسائل جنسی و روابط دختر و پسر باشه توی سایتهایی که برات میاد یک سری داستان و مطالب سکسی مشاهده می کنی که در مورد روابط جنسی بصورت گوناگون نوشته شده که بعضی از اونا بشدت انزجار بر انگیزه مثلا سکس خانوادگی و ...
چرا ؟ واقعا چرا ؟
به چه علت باید فردی اونقدر محرومیت جنسی بکشه که پناه به ارضاء از این راه بیاره ، چرا راه ارضاء عملی باید بسته باشه که افراد مجبور بشن از این راه برن اونم به این شکل مستهجن و کثیف ؟
باید محکوم کرد اما نه اونا رو باید سرزنش کرد نه اون نویسندگان رو چون آدم وقتی که از راه درست نتونست بره از بیراهه خواهد رفت
اینا معلول بن بست جنسی از راه قانونی برای فاصله بین بلوغ جنسی و ازدواجه
باید فرهنگی رو محکوم کرد که به نوجوون می گه از راه نادرست نرو و راه درست هم تا سالیان سال برات وجود نداره
آیا گوش شنوایی که این نداها رو بشنوه وجود نداره ؟ اونا دارن نیاز خودشون رو با این کارها فریاد می کنن ، چرا کسی توجه نمی کنه ؟
خیلی عجیبه وقتی به کسی که دزدی کرده می رسند می گن ببین چرا دزدی کرده و باید منشاء دزدی رو که نیاز مالی است ، از بین برد اما به این مسائل که می رسند فقط حرف محکوم کردن و بگیر و ببنده و لا غیر
کسی نمیاد بگه : خب بابا اونی که این کارها رو می کنه لابد نیاز داره ، پس باید براش کاری کرد ، باید راهی قانونی براش باز کرد که مجبور نشه این جوری خودشو ارضاء کنه .
نگید راه نیست اگه ازدواج ممکن نیست ، صیغه محرمیت که هست ، چرا با دست خودمون اونا رو به راههای هرزگی هدایت می کنیم
آی جوونا آی نوجوونا آی دختر پسرا : بیایید راه هست ، حتی اگه پدر مادرا هم نخوان بازم می شه رابطه حلال برقرار کرد ، اگه رابطه دارید نذارید با حرومی پیش بره نذارید هی گناه پاتون بنویسن
اینو می دونید که علما می گن اگه کسی بخاطر عدم ازدواج به گناه بیفته ازدواج براش واجب می شه
اینو می دونید که اگه ازدواج ممکن نشد با صیغه محرمیت می شه از گناه جلوگیری کرد ؟
خلاصه از من گفتن ، دیگه خود دانید
برگرفته از : http://www.ali110110.persianblog.com